کمانگیر

نگاهی بیگانه به ایران

پست اول

کمانگیر را سریع تر بخوانید و بدون فیلتر

حقیقت این است که هنوز بسیاری از خوانندگان وبلاگستان ترجیح می دهند وبلاگ بخوانند و نه خوراک. این موضوع این ایراد اساسی را دارد که به سانسورچی ِ عزیز اجازه می دهد که یک آدرس را فیلتر کند و خلاص.

می توانیم اما از خوراک استفاده کنیم برای اینکه از وبلاگها نسخه های جایگزین بسازیم. این نسخه ها صرفا بازتولید متن و تصویر هستند و به منبع اصلی لینک دارند. به این ترتیب می توان به دو هدف رسید

- پا در کفش بزرگان - یک شمارنده ساده بنویسید

کمانگیر • مرداد ۳م, ۱۳۸۷ • یک نظر

واضح و مبرهن است که شمارنده های زیادی برای وبلاگ و وبسایت وجود دارند. باز هم واضح و مبرهن است که اکثر اوقات بدنبال اختراع چرخ نیستیم، بنابراین ابزار آماده را استفاده می کنیم و سراغ کارهای مهم تر می رویم. این همه اما به این معنی نیست که گاهی هم سعی نکنیم از صفر شروع کنیم و لذت برنامه نویسی را نبریم.

در این پست در مورد ساختن یک کانتر ساده با php حرف می زنیم. نویسنده ی این پست بیشتر از چند ماهی آشنایی با این زبان برنامه نویسی و اساسا برنامه نویسی وب ندارد. بنابراین بیشتر گل بازی می کنیم تا چیز دیگری. کدهای نمایش داده شده در این پست همین حالا در آدرس counter.kamangir.net در حال کار هستند.

مساله: کانتری بسازید که تعداد نمایش صفحات یک مجموعه را در ۲۴ ساعت گذشته نشان بدهد.

راه حل: می خواهیم از php استفاده کنیم اما می خواهیم که دست در کد نرم افزار سازنده ی صفحه، مثلا وردپرس، نبریم. این یعنی اساسا نمی خواهیم کد php در صفحات بگذاریم، چون مثلا در وبلاگهای ِ روی وردپرس دات کام اساسا امکان اضافه کردن کد php وجود ندارد. پس می خواهیم یک کد php بنویسیم که در صفحات مانند یک تصویر درج شود، بصورت زیر،

html_patch.png

و با هربار نمایش صفحه، زمان را در یک بانک داده ثبت کند.

با هر بار صدا شدن آدرس count.php، این کد اجرا می شود،

count_php.png

دقت کنید که در بخش ابتدایی، عملیات ثبت ِ نمایش صفحه انجام می شود. در قسمت دوم، تصویری خوانده شده و بعنوان خروجی این آدرس با هدر مناسب ارسال می شود. به این ترتیب، سر browser کلاه گذاشته ایم.

اما قسمت ابتدایی ِ کد. ابتدا ارتباط به بانک اطلاعاتی ایجاد شده،

initialize_php.png

سپس زمان در بانک ذخیره می شود،

visit_php.png

و در انتها این ارتباط قطع می شود،

finalize_php.png

به این ترتیب، عملیات ِ ثبت بازدید انجام شد.

نمایشگر این کانتر یک فایل ساده ی php است،

index_php.png

که به این ترتیب در بانک اطلاعاتی جستجو می کند،

readcount_php.png

و این حاصل داستان است.

kamangir_counters_s.png


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- ویدئوی روز: شوخی شوخی، با همه چیز شوخی؟

کمانگیر • مرداد ۳م, ۱۳۸۷ • ۲ نظر

در مقایسه ی تعریف “شوخی” و “توهین آمیز” در جامعه ایران و این طرف آب، اهالی این حوالی بنظر سخت تر چیزی رو آزارنده می بینند. شاهدش هم شوخی های متعدد با خدا، مسیح، یهودی ها، و خانم ها، در فیلم ها و کارتون هاست. البته این حرف رو نمی شه بصورت کلی زد، چون برای مثال شوخی نژادی در این ور آب بسیار نادرتر از ایران ه.

این ویدئوی تبلیغاتی ِ شکلات اسنیکرز رو خیلی ها توهین آمیز به همجنس گرایان دونستند. ویدئوی تبلیغاتی دیگری از این شرکت هم (که پایین تر دیده می شه) برای خیلی ها توهین آمیز بود و بسرعت پخشش متوقف شد. دقت کنید که “طنز” ِ قصه استفاده ی دوپهلو از Nut (هسته) است که هم به معنی بادم و فندق ه، که در اسنیکرز هست، و هم اون چیزی که این ویدئو ادعا می کنه آقایون ِ همجنس گرا ندارند. دقت کنید که این شوخی در جامعه ای اتفاق می افته که بسیاری از افراد حساسیت ِ مرگ آور به هسته ها (مثل بادام زمینی) دارند.

(لینک مستقیم به ویدئو)

(لینک مستقیم به ویدئو)

منبع: فرانس ۲۴ و آمریکابلاگ


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- عکس روز: خدا میل دارید؟

کمانگیر • مرداد ۲م, ۱۳۸۷ • ۱۰ نظر

allah_meat.jpg

داستان اصلا نکته ی تازه ای نداره. در رستورانی در شمال نیجریه تکه گوشتی پیدا می شه که گویا “الله” روی اون نوشته شده. کسی که گوشت رو در بشقابش پیدا می کنه صاحب رستوران رو صدا می کنه. جستجوی بیشتر باعث کشف سه تکه گوشت دیگه در آشپزخانه می شه که اونها هم “الله” دارند. صاحب رستوران گوشت ها رو به معرض نمایش می گذاره. تا اینجا داستان اصلا چیز جدیدی نداره.

گویا علمای مسلمان محلی بعد از شنیدن این خبر به این رستوران  رفته اند وغذا خورده اند و گفته اند،

این نشانه ای بود برای اینکه اسلام تنها دین حقیقی است.

گیریم اینطور، غذای این رستوران حالا مثلا تفاوتی با هیچ مکان دیگری داره به این سبب، که باید می رفتند و این قوت مقدس رو به معده می فرستادند؟

منبع عکس


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- کمانگیر را سریع تر بخوانید و بدون فیلتر

کمانگیر • مرداد ۲م, ۱۳۸۷ • ۲ نظر

arash_kamangir.jpg

حقیقت این است که هنوز بسیاری از خوانندگان وبلاگستان ترجیح می دهند وبلاگ بخوانند و نه خوراک. این موضوع این ایراد اساسی را دارد که به سانسورچی ِ عزیز اجازه می دهد که یک آدرس را فیلتر کند و خلاص.

می توانیم اما از خوراک استفاده کنیم برای اینکه از وبلاگها نسخه های جایگزین بسازیم. این نسخه ها صرفا بازتولید متن و تصویر هستند و به منبع اصلی لینک دارند. به این ترتیب می توان به دو هدف رسید:

۱- نسخه های جایگزین را به سادگی می توان جابه جا کرد و بنابراین می شود از فیلترینگ فرار کرد.

۲- این نسخه ها از حواشی ِ وبلاگ فارغ هستند و بنابراین می توانند سریعتر باشند.

copy.pngحالا چنین نسخه ای از این وبلاگ در arash.kamangir.net  وجود دارد. این نسخه درکمتر از ۱ ثانیه بار می شود در حالیکه وبلاگ اصلی بیش از ۱۵ ثانیه طول می کشد تا باز شود.

اگر شما هم میخواهید نسخه ی دومی از وبلاگ خودتان بسازید، کد php را ازاینجا بگیرید.


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- صدای وبلاگستان - هشت: بامداد ِ وبلاگستان

کمانگیر • مرداد ۲م, ۱۳۸۷ • یک نظر

هشتمین پادکست صدای وبلاگستان (ببینید:صدای وبلاگستان - هشت: همیشه داستان پیچیده تر از آن است که دیده می شود) بامداد بود، همونطور که خیلی از دوستان حدس زده بودند.

خوراک بامدادی رو از اینجا مشترک بشید.

در پادکست بعد صدای بانویی رو می شنویم که میان دار ِ یکی از حلقه های وبلاگستان ه.


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- عکس روز: با من صحبت می کنی؟

کمانگیر • مرداد ۲م, ۱۳۸۷ • ۲ نظر

۲_۸۷۰۵۰۱۱۸۲۹_l۶۰۰.jpg

مساومت گویا یعنی مذاکره کردن.

بيعي را گويند که بايع اسمي از قيمت خريد خود نمي برد و به قيمتي که براي فروش معين مي کند جنس را مي فروشد.

اگر شما هم نمی دانستید.

منبع: فارس نیوز


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- نگاه زمینی به جنگ ایران و عراق - پاسخی به چند سوال

کمانگیر • مرداد ۲م, ۱۳۸۷ • ۶ نظر

خواهش: می دانم که دوستان نازنینی از لحن این نوشته آزار خواهند دید. خواهش می کنم اگر از نوشته های پیشین این وبلاگ در مورد جنگ ایران و عراق رنجیده اید (مثال)، همین حالا این صفحه را ببندید.

در ادامه ی بحثهای قبلی در زمینه جنگ ایران و عراق (ببینید:گنداب ِ فراموش شده ی یک دفاع “مقدس”)، جناب داوود مرادیان سوالاتی مطرح کرده اند، بعنوان مقدمه ای برای اینکه “وارد مناظره ای محترمانه شویم”.

جناب مرادیان ذره بین را روی جنگ می گذارد. ایشان مثلا می پرسد،

عراق از عملیات بدر به بعد مسلح به تسلیحاتی شد که خودش توات استفاده ی از آن را هم نداشت چه کسی سه بار پیاپی سیستم جنگی عراق را تجهیز کرد؟

من جواب این سوال را نمی دانم. اگر بخواهم بدانم، باید چند ماه وقت صرف ِ مطالعه ی تاریخچه ی کشمکش های منطقه و علایق قدرتهای فرامنطقه ای در این ناحیه ی آشفته ی جهان کنم. باید برگردم به روزگاری که روسیه تزاری خواب رسیدن به آبهای گرم را می دید و زمانی که ایران بین دو ابرقدرت نصف شد. زمانی که شاه و صدام روبروی هم ایستادند و شاه سربلند از دعوا بیرون آمد. باید نگاه کنم به آیت الله خمینی، گروگان گیری، و نفوذ ایران در لبنان. من از اینهمه تنها به اندازه ی تاریخ دبیرستان می دانم و شغل من این نیست. پس کنار می کشم و از شما می خواهم به من درس بدهید.

یک چیز را اما می دانم. می دانم که مهم نیست دعوا بر سر چیست، بر سر هر چه که هست و در سیبری اتفاق می افتد یا در شیلی، همیشه داستان بالا و پایین دارد. خیلی اوقات می توان بین دو سر دعوا یکی را پیدا کرد که “بدتر” است، اما هرگز ندیده ام دعوایی را که سر دیگر داستان قدیس بوده باشد.

بحث ِ ما در اینجا این نیست که چه کسی به عراق بمب شیمیایی داد. شک هم نداریم که در مجموع آمریکا به عراق نزدیک تر بود تا به ایران. بحث این است که سالهاست نظام جمهوری اسلامی دروغ می گوید. از جنگ و جزییات هیچ عملیاتی بیشتر از هیچ ایرانی ِ معمولی ِ دیگری نمی دانم. این را اما می دانم، این قصه ی سوزناک که به اسم “جنگ تحمیلی” و “دفاع مقدس” علم کرده اند دغل بازی است. “عراق به ایران حمله کرد، ایران دفاع کرد، ایران برنده شد، صلح کردیم، همه ی دنیا پشت عراق بود”. این قصه حتی برای یک فیلم هالیوودی هم زیادی آبکی است.

بزک مقدس ِ این آدمکشی را بردارید. بگذارید نگاه کنیم به اصل داستان. به فرمانده ی رشید ایرانی و به سرباز ِ شجاع عراقی. به آنکه جان می دهد برای نجات هم وطنش. مهم نیست ایرانی یا عراقی، در این جنون آدمکشی انسان هایی شرکت داشتند و انسان را دیده ایم که می تواند از لجن پست تر باشد و از آسمان پاک تر. برای شروع یک مناظره، اول این امامزاده ی چهار نبش را اجازه بدهید درست وارسی کنیم. باز کنید درهای این دخمه را به نور روز.

مثال می زنم. محسن رضایی درباره ی روزهای آخر جنگ می گوید،

وقتي امام قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفت، بسيار مظلومانه و صادقانه با ملت ايران صحبت كرد؛ يعني توضيح داد كه من تا همين ديروز معتقد بودم جنگ را بايد ادامه بدهيم. من جام زهر مي‌نوشم و اين قطعنامه ۵۹۸ را مي‌پذيرم. آمد صادقانه با ملت ايران صحبت كرد و آبروي خودش را هم در مسائل بين‌الملل در طبق اخلاص گذاشت؛ چرا؟ چون قطعنامه ۵۹۸ اگر هم قرار بود پذيرفته شود، بايد يك سال پيش و در اوج پيروزي‌هاي ايران پذيرفته مي‌شد. (تاکید ها از من)

این، نمونه ی مناسبی است از آنچه بعنوان ِ زبان مورد استفاده در مورد جنگ ایران و عراق دیده ام. این مخلوط شدن شعر و گزارش. دقیقا یعنی چه که “آبروی خودش را هم در مسائل بین المللی در طیق اخلاص گذاشت”؟ یعنی “اشتباه بزرگی کرده بود و مسولیتش را پذیرفت”؟ یعنی “کاری را باید می کرد که اشتباه بود اما چاره ای نداشت”؟ اساسا یک رهبر چطور “مظلومانه” با مردم صحبت می کند؟ مگر ایشان همیشه با مردم ایران “صداقت” نداشت؟

برای شروع ِ این مناظره، قرار بگذاریم که به زبان ِ بیطرف حرف بزنیم و شعر نگوییم. اگر هستید، به من بگویید جنگ چرا شروع شد و چرا ادامه پیدا کرد. بگویید بنظر شما گفتمان “صدور انقلاب” چقدر در شروع جنگ نقش داشت.

پس نوشت:

عکس از جهانگیر رزمی


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- گیسو بر آتش - کمی عکاسی

کمانگیر • مرداد ۱م, ۱۳۸۷ • ۶ نظر

دیشب تا صبح روی پروفایلر کار می کردم. این عکس ها رو ساعت ۵ صبح که خونه می رفتم گرفتم. کلیک کنید برای اندازه های بزرگتر.

Sunrise - طلوع 2 - گیسو بر آتشSunrise - طلوع 3 - گیسو بر آتش

The MoonSunrise - طلوع 1 - گیسو بر آتش

خوراک ِ وبلاگ عکاسی کمانگیر را از اینجا بگیرید.


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- ترجمه به روش رجانیوز

کمانگیر • تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ • ۲ نظر

زمانی که مترجم رجانیوز شروع به کار روی این مقاله ی فرید ذکریا در نیوزویک کرد، فقط قصد نداشت کار ترجمه انجام دهد. در واقع، رجا نیوز نسخه ی بازنویسی شده ای از این مقاله را منتشر کرد.

وبلاگ تهران پست عبارات متعددی از مقاله و “ترجمه” ی آنرا کنار هم گذاشته است که از آن جمله اند:

نیوزویک: ما در جدال با بنیادگرایی ِ اسلامی هستیم. این جدال اما بیشتر شبیه جنگ سرد است تا یک جنگ ِ واقعی. این یک جدال زمان صلح است که در آن رهبران باید آماده استفاده از قدرت نظامی باشند اما باید بدانند که کی زمان آن است.

Newsweek: We are in a struggle against Islamic extremism, but it is more like the cold war than a hot war-a long, mostly peacetime challenge in which a leader must be willing to use military power but also know when not to do so.

رجا نیوز: به نظر می رسد در حال حاضر جنگ ما مشابه جنگ سرد البته با افراطی گری های بیشتر است اما راه حل آن ادامه این برخوردها نیست.

نمونه های بیشتری را در “تهران پست” ببینید.

از طریق توری اگرمن


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- ویدئوی روز: بدرفتاری پلیس اسراییل با یک زندانی فلسطینی

کمانگیر • تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ • ۳ نظر

(لینک مستقیم به ویدئو)

در این ویدئو که دو هفته ی پیش در شهر نیلین Nilin در شمال غربی اورشلیم/بیت المقدس گرفته شده است، یک پلیس اسراییلی بعد از دستگیری اشرف ابوالرحمن ِ ۲۷ ساله که علیه دیوار حایل تظاهرات می کرده است، او را از فاصله نزدیک با گلوله پلاستیکی مورد هدف قرار می دهد. یک گروه غیردولتی اسراییلی این ویدئو را منتشر کرده است و گویا مقامات اسراییلی در ابتدا تلاش در لاپوشانی حادثه کرده اند. رسانه ها از حضور در محل درگیری نهی شده اند و این ویدئو توسط یکی از ساکنان گرفته شده است. اشرف بعدا آزاد شده است.

گروه اسراییلی B’Tselem که این ویدئو را منتشر کرده است طی عملیاتی به نام “جواب گلوله ها” Shooting Back، حدود ۱۰۰ دوربین فیلمبرداری در اختیار فلسطینیان گذاشته است تا از چنین حوادثی فیلم تهیه کنند (این دوربین یکی از آنها نبوده است). این ویدئو پیشتر به رسانه ها ارایه شده بوده است اما آنها از پخش آن خودداری کرده اند.

منبع: فرانس ۲۴


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- گنداب ِ فراموش شده ی یک دفاع “مقدس”

کمانگیر • تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ • ۸ نظر

razmi_iran_iraq_war.jpgدرمورد جنگ ایران و عراق زیاد حرف زدیم (ببینید:گورستان مقدس نیست - ادامه بحث جنایتکاران ِ محترم) و باز هم خواهیم زد.

روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹، موجودات کاملا مادی، و نه مثلا شیاطین و فرشتگان، سوار بر تانک های فلزی، و نه مثلا ارابه های آتشین، از مرز عراق و ایران گذشتند و ۸ سال آدمکشی آغاز شد. به این دلیل، اینجا، این حادثه ی فیزیکی را از دید ِ زمینی بررسی می کنیم، و بنابراین مثلا کاری به “نقش امدادهای غیبی در آزادسازی خرمشهر” نداریم. این البته به این معنی نیست که نقش “عالم ملکوت” در این جنگ را نفی یا تایید می کنیم.

از آنجا که به جنگ ایران و عراق بعنوان یک حادثه در جهان ماده نگاه می کنیم، انتظار داریم، مانند هر حادثه ی دیگری، آدمها خاکستری باشند: نه خدا و نه شیطان. شخصا خاطره ای ندارم از رخدادی که در آن کسی کاملا بد بوده باشد یا کسی کاملا خوب. همیشه جایی در میانه ی این بازه هستیم و به همین دلیل، عبارات “خوب” و “بد” را در عمل به معنای “بهتر ازمتوسط” و “بدتر از متوسط” استفاده می کنیم. مثلا، یک “راننده ی خوب” راننده ای نیست که هرگز اشتباه نمی کند، بلکه راننده ای است که بطور معمول از عمده ی رانندگان ِ دیگر بهتر رانندگی می کند.

جنگ ایران و عراق حادثه ای بود که هشت سال بطول انجامید و صدها هزار نفر را درگیر کرد. به این ترتیب، و بدون اینکه مهم باشد به جنگ ایران و عراق نگاه می کنیم یا به جنگ جهانی دوم، انتظار داریم در هر طرف جدال درصدی انسان های “بد” وجود داشته باشد: سربازی که عصبانی است ومغز اسیری را نشانه می گیرد، سرداری که خسته است و دستور اشتباهی می دهد که به کشته شدن ِ صدها نفر منجر می شود، و فرمانده ای که در جنگ ِ قدرت عملیاتی را طراحی می کند که از اساس اشتباه است و به کشتار می انجامد. این، روال دنیایی است که دیده ایم: آدمیزاد فرشته نیست.

در جنگ ایران و عراق اما، گویا سربازان ایرانی همگی هاله نور دور سرشان داشته اند و این مشکوک است. در ۲۵ سال زندگی در ایران، آنچه از جنگ ایران و عراق از مجاری رسمی شنیدم یکجانبه تر از روایت پنتاگون از جنگ ویتنام بود.

این همه یک معنی ِ واضح دارد: ایرانیان و همنوعانشان در دیگر مناطق دنیا اساسا تفاوت ساختاریی ندارند. از هر جنگی هم که شنیده ایم همیشه آلوده بوده است به جنایت، بلاهت و شرمساری برای آیندگان. از این دو این نتیجه را می گیرم، خانه ی آراسته ی دفاع مقدس لایه ی زیرینی دارد که گنداب است. عجیب خواهد بود اگر در این ۸ سال فرمانده ی ایرانیی نبوده باشد که داستانش را که بشنویم تهوعمان بگیرم. که سرباز ایرانیی نبوده باشد که در هیاهوی جنگ به دخترکی تجاوز نکرده باشد.

وقتی روایت ها از رخدادی زمینی زیادی مطهر است، خیلی هامان گمانمان به این می رود که این روایت ها زیادی روتوش شده هستند. این، یکی از مشکلات ِ روایت جمهوری اسلامی از جنگ ایران و عراق است.

عکسها از جهانگیر رزمی، از طریق نیما.


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- بازگشت کمانگیرانه از دیار عدم

کمانگیر • تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ • ۶ نظر

kamangir_alexa.jpg

حدود یک ماه و نیم پیش گفتم که گوگل کمانگیر را از صحنه گیتی حذف کرد (ببینید:کمانگیر انگلیسی “ویروسی” شد). علت این بود که، همانطور که دو هفته پیشتراز آن گفته بودم، گوگل کمانگیر را بعنوان عمده فروش قرص لاغری می شناخت (ببینید:لاغری تضمینی، و دزدکی، با کمانگیر).

از دیروز، گوگل نظر التفاتش را به کمانگیر برگرداند. منحنی ِ زیر تعداد جستجوهای گوگل در روز که به کمانگیر ختم می شوند را نشان می دهد. بازه ی طولانی که در آن منحنی روی کف خوابیده است، زمان تبعید کمانگیر را نشان می دهد. منحنی بالا هم رده بندی الکسا را نشان می دهد. بنظر می رسد این رده بندی هم بشدت وابسته به نتایج گوگل است.

kamangir_google.png

جالب نیست که انگار گوگل شده است امپراطور ِ دنیای آنلاین؟ اگر زمانی ناوگان ِ کشتی ها، بریتانیای فسقلی را می کرد صاحب دنیا، حالا، در غیاب ِ هماورد، گوگل است که در پهنه اش هرگز خورشید غروب نمی کند.

منحنی زیر تعداد خوانندگان خوراک کمانگیر را نشان می دهد. همزمانی ِ افزایش ۱۰ درصدی مشترکین این خوراک با اتفاقات ِ اخیر این شک را ایجاد میکند که شاید بخش ِ قابل توجهی از خوانندگان این وبلاگ، سرورهای گوگل و یاهو و دیگر موجودات ِ الکترونیکی باشند.

kamangir_feed.png


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شما چه نظری دارید؟

- گورستان مقدس نیست - ادامه بحث جنایتکاران ِ محترم

کمانگیر • تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ • ۳۴ نظر

پست “عکس روز: جنایتکاران ِ محترم + اضافات” نوشته مناسبی نبود. نه برای اینکه آنچه می گفت را نادرست می دانم، بلکه برای آنکه بیش از حد موجز بود، برای موضوعی چنین حساس و چنین دست نزدنی. به همین دلیل شاید، گذشته از کامنتهایی که زیر مطلب گذاشته شد، دو دوست هم آزرده شدند و اینطور نوشتند:

سمیه توحیدلو: ه نظر  من جنگ ایران و عراق دو وجه داشته. یک وجه ان دفاع است و برای دفاع طبیعی است که بجنگیم. البته طبیعی نیست که کار مستدل نکنیم. طبیعی نیست که عملیات هایی داشته باشیم که نفرات در آن مهم نباشند. معلوم است که من هم مخالفم با به کشتن دادن های بی‌مورد آن هم به اسم شهادت. دفاع چیز دیگری است. مگر می‌شود دفاع خرمشهر را در مقابل جنگ ندید. یا اصلا می‌شود خرمشهر آن‌گونه باشد و دعوت نکرد برای دفاع.

زهرا: دادن لقب جنایتکاران جنگی به سربازهایی که رفتن از وطنشون دفاع کردن؟! به نظر شما اگه الان و یا هر زمان دیگه ای کسی به کشور شما حمله کنه و شما برای دفاع از خودتون برین با دشمن بجنگید (تاکید میکنم بجنگید) و طبیعی هست در این جنگ ممکنه چند نفر رو بکشی